بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوتر های مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمهها و دشتها
خوش بحال دانهها و سبزهها
خوش بحال غنچههای نيمهباز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحال جام لبریز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی بکام
باده رنگین نمیبينی به جام
نقل وسبزه در ميان سفره نیست
جامت از آن می که میبايد تهی است؛
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال

صدای پای عمو نوروز را که سوار بر باد فروردین است از پشت سهند و سبلان و البرز سپیدپوش است میشنویم .
گوش کن بهار در پشت شیشه هاست و نفس سبزش نوید بخش عیدی دیگر و سالی تازه است.

آغازسال ۷۰۳۰ میترای آریایی ،۳۷۴۶ زرتشتی ، ۲۵۶۷ شاهنشاهی و ۱۳۸۷ خورشیدی بر تمامی مردم پاک ایران زمین و تمامی همشهریان عزیزم مبارک و خجسته باد.
هفته پیش نمایشگاهی قانونی و منطبق بر اساسنامه ی شرکت های تعاونی در زمینه مبل و صنایع چوبی توسط شرکت تعاونی فرهنگیان آباده ایجاد شده بود که اقدام به فروش اقساطی این محصولات صرفآ به فرهنگیان شهر می کرد.
از همان بدو ایجاد این نمایشگاه تهدیداتی مبنی بر شکایت توسط صنف مبل فروشان آباده به مسئولین نمایشگاه و شرکت تعاونی فرهنگیان انجام شده بود امـــــــــا به دلیل قانونی بودن ایجاد اینگونه نمایشگاه ها توسط شرکت های تعاونی قانونا نمیتوانستند کاری از پیش ببرند.
تا اینکه متاسفانه چند روز پیش اعضای صنف مبل فروشان آباده در اقدامی زشت و خجالت آور به این نمایشگاه حمله ور شدند و با چاقو و دیگر وسائل برنده به جان مبل ها و دیگر محصولات این نمایشگاه افتادند.
چنین حرکت بیمارگونه ای هرگز در خاطره مردم شهر وجود نداشته است.
آخر مگر در این کشور قانون وجود ندارد که هر شخصی به خود اجازه می دهد به صرف آنکه رقیبی برایش به وجود آمده، اینگونه غیر انسانی به دنبال خذف رقیب باشد؟
وقتی این نمایشگاه محصولاتش را با این تفاوت قیمت مناسب و آن هم به صورت اقساطی نسبت به مبل فروشان شهر آباده ارائه می دهد، بیشتر انصاف !!!!!!!! این صنف به چشم می آید و متاسفانه سود غیر متعارفی که به دلیل آشفتگی وضعیت اقتصادی ایران و بی برنامگی دولت و وزارت بازرگانی نصیب اینگونه مشاغل می کند عاملی میشود که نه تنها به راحتی خون مردم را بمکند که در اقدامی خجالت آور اینگونه رقیب را از پای در آورند.
امـــــــــــــــــا گناه شهر آباده و مردمش که همیشه فرهنگ والایشان زبانزد بوده است چیست که اینگونه عده ای به خود اجازه میدهند آبرو و حیثیت شهر و مردمش را به خاطر دستاوردهای اقتصادی خود لگدمال کنند.
منتظر حمایت مسئولین شهر از فرهنگ مردمش و عکس العمل مسئولین نسبت به خدشه دار شدن نام آباده میمانیم .